+ نوشته شده در شنبه ششم فروردین 1390ساعت 22:46  توسط علیرضا قربانی
|
امروز مقاله ای رو برای شما گذاشتم در خصوص آقا و اقتدار رهبری در حوزه رسانه ها با عنوان بررسی استراتژی رسانههای خارجی در قبال رهبر معظم انقلاب . بالاخره بحث انتخابات ریاست جمهوری پارسال که با اقدامات برخی نابخردان طعم خوش اون رو به کام مردم تلخ کرد چیزی نیست که بشه به راحتی از کنار اون گذشت.
سپهر رسانهای برای بررسی تأثیرات و بازتاب عملكرد رهبر انقلاب بر فضای رسانههای داخلی و خارجی، قبل از هر چیز باید فضای رسانهای را بشناسیم؛ یعنی سپهر رسانهای كه هم ما و هم دیگران در آن هستیم، سپهری كه همهی ملل دنیا را نیز محاصره كرده است. هر كشوری بنا به وضعیتی كه دارد در محاصرهی نوعی از سپهر رسانهای قرار دارد. اگر به كشورهای غربی بروید مردم از سپهر رسانهای جز خوشی و تفریح درك دیگری ندارند، در آنجا مردم را به هر شكلی سرگرم كردهاند؛ حتی اگر این وضعیت را ناشی از روابط تجاری و اقتصادی حاكم بر سپهر رسانهای بدانیم، اما نتیجه آن غفلت و بیخبری مردم از حقایق اجتماعی و سیاسی پیرامونشان است. كشورهایی مثل ایران كه الآن پیشاهنگ است در حال مبارزه هستند و نیز كشورهایی كه به نظام سلطه جهانی «نه» میگویند هم همین فضا برایشان وجود دارد. البته مورد ایران خیلی عجیب است چون در دنیا كمتر از حدود صد و بیست میلیون نفر به زبان فارسی تكلم میكنند ولی برای همین جمعیت اندك با ایجاد حدود صد شبكه ماهوارهای تلویزیونی و دهها كانال رادیویی، به اندازه چند میلیارد نفر سرمایهگذاری رسانهای شده است. البته این در حالیست كه فعالیت بسیار گسترده و بیش از اندازهی اینترنت در نظر گرفته نشده است. در داخل هم به نظر من یك اشتباه بزرگ نسبت به ماهواره، سیاست نفی كامل این مقوله بدون اینكه كار ایجابی صورت بگیرد بود؛ ممكن است این روش در كوتاه مدت جوابگو باشد اما برای مدت طولانی جوابگو نیست و شما میتوانید این را از دوم خرداد به بعد مشاهده كنیدكه به اینها جسارت بیشتری داد تا به این مسأله امید ببندند كه عمر انقلابیگری در ایران به سر آمده و جریانهایی كه كاملاً همراه و گاهی مطیع غرب هستند در حال فعالیت و حكومت در ایران هستند.تغییر از تهدید به ترغیب بدین ترتیب آنها هر صدای مخالف را تهدید به تعطیلی میكنند. در این فضا كه به تعبیر دكتر شكرخواه غرب ناچار شده است از تهدید به سمت ترغیب حركت كند، یعنی از سلاح نظامی ناچار به سراغ رفتارهای نرم كه رسانهها نقش مهمی در آن دارد رفتهاند، چه موضعی باید اتخاذ كرد؟ چند سال قبل كه بحث انرژی اتمی شرایط ویژهای پیدا كرده بود، رهبر معظم انقلاب یك سخنرانی در روز كارگر داشتند كه موضع بسیار قاطع و مهمی نسبت به بحث اتمی اتخاذ كردند. اتفاق بسیار مهمی هم بود چون در حد رهبری موضعگیری شده بود. من مرتب CNN و BCC را جستوجو میكردم و متوجه شدم كه CNN همین خبر را با زمینهای كه از تصویر سخنرانی آقا در جمع روحانیون گذاشته بود، پخش كرد. خب طبیعتاً زمانیكه این خبر در جمع روحانیون مطرح شده باشد یك معنا دارد ولی اگر در جمع كارگران مطرح شده باشد، از جهت رسانهای در سطح بینالمللی معنای دیگری دارد. به نظر میرسد غرب همه چیز را به بعد از حیات امام خمینی(ره) موكول كرده بود و مطمئن بود بعد از ایشان قطعاً انقلاب از بین خواهد رفت. كسینجر در یك سخنرانی اظهار داشت كه ایران تبدیل به ایرانستان میشود و این بدین معنی است كه به منطقهای پرآشوب مبدل خواهد شد. اما بعد از ارتحال حضرت امام(ره) با عنایت حضرت حق، ما تعریف جدیدی از خودمان ارائه دادیم و آنها هم سعی كردند تا با ترفندهای جدیدی با ما مقابله كنند. آن زمان در داخل و بیرون خیلی فعالیتها میشد كه از بحران فقدان حضرت امام (ره) سوء استفاده بشود، اما با بصیرتی كه ملت به خرج داد و نقش محوری و تعیین كننده رهبر معظم انقلاب علیرغم مشكلات خاصی كه بر كشور حاكم بود این مسیر به خوبی كنترل شد ولی بعد از ارتحال حضرت امام خمینی(ره) شرایط سپهر رسانهای نسبت به ما آرام آرام عوض شد. البته در آن زمان رسانهها تكنولوژیهای ویژهی امروز را نداشتند و یا در ابتدای كار بودند. ![]() از BBC شكست خوردم! نتیجهی نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و حضور آقای احمدینژاد در این سمَت، نقطه عطفی برای غرب، جریان غربگرا و مخالفین ما بود كه تصور كردند بعد از بیست و پنج سال تازه به نقطه اول برگشتند. معلوم بود كه باید كارشان را گسترش میدادند و شاید به سادگی بتوان گفت انتخابات هدف اصلی آنها بود. حضور بیبیسی فارسی و آمادگی برای گسترش فعالیت رسانهای طبق اظهارات مسئولان شبكه های VOA و رادیو فردا تأییدی بر این موضوع است. در دومین دوره بوش با حضور كوندالیزا رایس، وزیر خارجه وقت، گزارشی درباره VOA، رادیو فردا و رسانههایی كه از امریكا پول دریافت میكردند به كنگره ارائه شد كه شدیداً ضعف آنها در اجرای آن چه دولت آمریكا میخواهد مورد اعتراض قرار گرفت كه منجر به تغییراتی در هیأت رئیسه و برخی كاركنان آن شبكهها شد، همچنین دولت بوش كمكهایش را به بعضی از رسانهها قطع كرد كه به یكباره خیلی از رسانههای وابسته به آنها تعطیل شدند. سال 87 و در مقطع نزدیك به انتخابات كه همیشه دارای اهمیت ویژهای بوده است، دوباره فعالیتشان با شدت بیشتری آغاز شد. ما میدانستیم كه انگلستان خیلی از سیاستهایش را از طریق رسانه اعمال میكند و BBC فارسی هم بر همین مبنا از ماههای آخر سال 87 كار خود را هر چه جدیتر آغاز كرد. یكبار كه خانم بینظیر بوتو به ایران آمده بود درباره یكی از رقابتهای انتخاباتیاش كه از نواز شریف شكست خورده بود، گفته بود كه از BBC شكست خوردم. چون BBC چند شبی را درباره مفاسد خانوادگی بینظیر بوتو صحبت كرده بود، در صورتی كه رقبای بینظیر بوتو خیلی تفاوتی با او نداشتند. مثلث بحرانآفرینی اگر بخواهیم گفتمان حاكم بر انتخابات ریاست جمهوری دهم را تحلیل كنیم باید بگوییم كه رسانههای مخالف به دنبال چند هدف مهم بودند: 1. به دنبال ایجاد بحران مشروعیت و كارآمدی در نظام بودند و قصد داشتند به هر نحوی مشروعیت نظام را از بین ببرند. 2. به دنبال ایجاد تشدید بحران بین نخبگان و حكومت بودند، البته نخبگان را هم میتوان دستهبندی كرد مثل نخبگان حوزه، دانشگاه و دیگر طبقاتی كه در دایره نخبگان كشور تعریف میشوند. 3. به دنبال بحران اقتدار نظام بودند، یعنی وانمود كنند نظام قادر نیست تا خواستههایش را اعمال كند. این مورد برای فروپاشی، یكی از مهمترین عوامل است و روی آن هم خیلی تلاش بسیاری میشود، چرا كه هر نظامی نتواند خواستههایش را اعمال كند مردم پست و سفلهای كه در جامعه زندگی میكنند و منتظرند تا ابزار قدرت و نظارت كمی خدشهدار شود از فرصت استفاده میكنند و امنیت و آسایش دیگران را بر هم میزنند. همچنین وقتی ناامنیهایی در سطح جامعه ایجاد شود به مراتب در سطوح بالای دستگاههای اداری و سیستمهای اقتصادی شرایط بدتری حاصل میشود؛ در پی این وضع هم به سرعت در همه زمینهها فروپاشی اتفاق میافتد و اوضاع كاملاً دگرگون میشود. در واقع این بحران آخرین ضربه و یا در واقع ضربه اصلی است كه بر پیكره یك نظام وارد خواهد شد. این سه رویكرد عمدهای بود كه آنها قصد داشتند به پشتوانه آن در دوران انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به مقابله با اصل نظام بپردازند كه این حركت آنها در طول سی سال گذشته یك استثناء محسوب میشود. این جریانات از جهاتی شبیه به هجده تیرماه 1378 هم بود، ولی هجده تیر شدت و وسعتش تا این حد نبود و محدودتر عمل شد، علاوه بر اینكه هنوز هم قدرت رسانهای دشمنان آن قدر سازمان پیدا نكرده بود و رسانههای مدرن گستردگی امروز را نداشتند. با همه این تفاسیر یكی از اهداف اصلی آنها ایجاد بحران اقتدار بود كه نماد اصلی اقتدار نظام نیز در اصل رهبری است؛ چرا كه هر عمل و حرفش معنا دارد. بر همین مبنا هدف اصلی آنها در این حملات نیز جایگاه ولایت فقیه و شخص رهبری بود. مواضع و عملكرد رهبری برای آنها نشانگر این بود كه كمر نظام خم شده است و یا همچنان اقتدارش حفظ شده است. شما حوادث بعد از انتخابات را تا روز جمعه و نماز جمعه دقت كنید. جمعیتی كه در نماز جمعه آمده بودند یك جمعیت استثنائی بود. این یعنی مردم نسبت به نظام توجه ویژهای داشتند و الّا مهم نبود چه كسی میخواهد سر كار باشد. مخالفان در یك هفته بعد از انتخابات به اندازه كافی فشار آورده بودند و فرضشان این بود كه این نماز جمعه علامت عقبنشینی نظام است و امید داشتند یك شلوغی در هنگام خطبهها صورت بگیرد تا با پررنگ كردن آن بیانات آقا را تحت تأثیر قرار دهند، اما این اتفاق نیفتاد و خود نماز جمعه به عنوان نمادی از اقتدار نظام و رهبری مطرح شد.تلاش برای تضاد بین نخبگان اینجا انسان به یاد آن جمله تاریخی حضرت امام(ره) میافتد كه میفرمود مردم این مرز و بوم كه به قول امام راحل(ره) از مردم حجاز در زمان رسول خدا(ص) و از مردم كوفه در دوران حضرت امیر علیهالسلام برترند. یك جمله كلیدی در آن خطبهها برای آنهایی كه به دنبال بحران اقتدار بودند وجود داشت و آن اینكه نظام كوتاه نمیآید و رهبری زیر بار ابطال انتخابات نمیرود. وقتی این كلام از زبان ایشان مطرح میشود به این معنی است كه نظام دارای اقتدار است و قدرت دفاع از خودش را دارد، بیجهت نیست اخیراً BBC در بازخوانی خطبه های جمعه 29 خرداد، آن را نقطه عطف سیاسی اعلام كرده است. این سخن رهبری اثر خودش را به خوبی در حوزههای بینالمللی و داخلی گذاشت. خیلیها فهمیدند كه از امروز قضیه فرق میكند و نظام اقتدار خودش را نشان خواهد داد. فرمایشهای ایشان سبب شد تا تزلزلی جدی در آن طرف شكل بگیرد و بعضیها دوباره خودشان را بررسی و مطالعه كنند. از اینجا به بعد آرام آرام بین اهل دین و طرفداران واقعی انقلاب و ایران با كسانی كه كاملاً در مسیر دیگری هستند، تفكیك ایجاد شد. هدایت و راهنمایی ویژه رهبر معظم انقلاب و پیروی خوب مردم كار را به جایی رساند كه برخی ادعا كردند كه انقلاب جوان شد، كه كاملاً هم حرف درستی بود، زیرا كه چند شاخه بیمار و مریض از این درخت قطع شد ولی دوباره قدرت جوانی و ویژهای در آن بوجود آمد. منتهی از اینجا تلاش رسانهها این بود كه این را معكوس كنند و بگویند نظام اقتدار ندارد. نكته مهم اینجاست كه اگر بتوانند بحران مشروعیت، كارآمدی و تضاد بین نخبگان را ایجاد كنند ولی موفق به ایجاد بحران اقتدار نشوند باز هم ناموفق خواهند بود. یعنی بحران اقتدار كه پیش بیاید حداكثر ظرفیت برای موارد دیگر بحرانها به وجود خواهد آمد. به نظر من با تفضل حضرت حق، هنری كه رهبری در این قضیه نشان داد این بود كه اجازه نداد اقتدار نظام بشكند، چرا كه همه تلاش رسانهها این بود كه این اقتدار را حتی با مطرح كردن حرفهای نادرست و دروغ درباره رهبری، اطرافیان و حتی نزدیكان ایشان بشكنند، چون الحمدالله خود شخص ایشان «بما هو شخص» موضوع و دلیل اقتدار است. وقتی امور، به امام خمینی(ره) وصل میشد یك یقین قلبی در خود نظام به وجود میآمد كه جای درست و مطمئنی است. رهبر معظم انقلاب هم الآن در این جایگاه واقع شدهاند كه وقتی به خود ایشان وصل میشود موجب سكینه و یقینی در آحاد مردم میشود، لذا برای شكستن اقتدار نظام در شرایط فتنه كوتاهترین راه و به نظر سرویسهای جاسوسی مناسبترین راه، شكستن اقتدار رهبری بود كه الحمدلله موفق نشدند و همه وامدار خطبه نماز جمعه 29 خرداد هستند. بعد از نماز، ریزشها شروع شد مخالفان در یك هفته بعد از انتخابات به اندازه كافی فشار آورده بودند و فرضشان این بود كه این نماز جمعه علامت عقبنشینی نظام است و امید داشتند یك شلوغی در هنگام خطبهها صورت بگیرد تا با پررنگ كردن آن بیانات آقا را تحت تأثیر قرار دهند، اما این اتفاق نیفتاد و خود نماز جمعه به عنوان نمادی از اقتدار نظام و رهبری مطرح شد. در واقع شاید فقط بحث نظام نباشد بلكه خود رهبری هم فینفسه صاحب یك اقتدار معنوی در بین مردم بود كه نماز با این صلابت برگزار شد. به هر حال علاوه بر تأثیرات عمیق این خطبهها بر صفبندیهای داخلی، در بدنه كارشناسی كشور نیز یك ظرفیت جدیدی ایجاد شد و آن اینكه افرادی كه در حوزه دفاع از نظام چه در شكل اصولگرایی یا در شكلهای دیگر به بقای نظام سخت امید داشتند و تصور بیشتر آنها فروپاشی قطعی نظام بود، تصور اكثریتشان بعد از نماز بقای نظام شد؛ چون جمعیت و مردم به طور ضمنی و وجدانی اقتدار نظام را دریافتند. بعد از برگزاری نماز جمعه 29 خرداد تا 22 بهمن نقطه عطفی در تاریخ انقلاب ما محسوب میشود. از اینجاست كه آرام آرام ریزشها شروع شد و تا بیست و دوم بهمن اوضاع كاملاً روشن شد. علاوه بر این كه برای بیست و دوم بهمن تبلیغات بسیاری كرده بودند تا اوضاع به هم بریزند ولی برخلاف پیشبینی حضور گسترده مردم همه را هیجانی كرد. باید در نظر داشته باشیم كه دشمن در هجده تیر با هشت كانال علیه ما كار میكرد ولی حالا چند ده كانال فارسی علیه ما در حال فعالیت هستند. آن زمان رسانههای مدرنتر مثل اینترنت و موبایل در حداقل استفاده بود اما الآن فقط اینترنت برای دستیابی به بسیاری از اهدافشان كافیست چه رسد به رسانههای دیگر! خلاصه اینكه اگر از صحبت آقا در خطبه نماز دوست و دشمن احساس اقتدار نمیكردند، حتماً الآن در این نقطه نبودیم. خدا را بر این همه لطف و عنایت سپاسگزاریم.
+ نوشته شده در شنبه دوم مرداد 1389ساعت 9:43  توسط علیرضا قربانی
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 9:35  توسط علیرضا قربانی
|
و من امروز فهمیدم که دیگر باید اصلاحات و اصلاح طلبی از نوع دو خردادی را در تاریخ جست چرا که صاحبانش تصمیم گرفتند خودکشی کنند و از خود و همه یارانشان بگذرند. این اتفاقیست که اندیشمندان عالم سیاست از آن به ضایعه نبود رقیب و خطر نقد نشدن قدرت و به عبارتی ضایعه گفتمان نقادی یاد می کنند. چرا که اگر رقیبی نباشد تا اعمال دولت مستقر را به بوته نقد بکشاند ممکن است دشمنان مرز و بوم مشکلات را بر علیه کلیت نظام به عنوان یک تهدید به کار برند.
بیانیه های آتشین میر حسین و امروز بیانیه شعله ور مجمع روحانیون در واقع کنار رفتن از عالم رقابت سیاسی است که گویی دیگر نمی توان با یک گفتمان رقابتی سالم به ساخت قدرت در ایران کمک کرد. این بیانیه ها که از سوی یاران قدیم انقلاب صادر شد /جدای از آن که اینجانب نقدهای جدی بر آنها دارم که الان جای طرح آن نیست/ گویی در جایی به جز ایران صادر شده است و به ذهن خواننده این متبادر می شود که نکند شکست یک رقابت سالم در ۲۲ خرداد دیگر پایان عالم سیاست اصلاح طلبان ۲ خردادی است... برای این بخش باز هم حرف دارم که بعدها می گویم...
+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 18:28  توسط علیرضا قربانی
|
نمیدانم اگه قرار بود حجتی برای حرفهای پست قبلی ام مبنی بر نعمت بزرگ رهبری و ولایت فقیه بیارم چه چیزی جز بزرگترین نمازجمه تاریخ ایران به امامت بهترین انسان زمان می توانست باشد.
در کشوری که ما بین اندیشه ها و نزارعهای سیاسی کارهای عادی و روزمره اش به مشکل برخورد کرده / کار و کسب و فعالیت اداری و اقتصادی مردم با مشکل مواجه شده / در کلان شهر تهران همه گونه کار و امدادرسانی با مانع روبرو شده / در شهرستانها هم جو نا امنی حاصل شده از تجمعات خیابانی و برخی خبرهای سرریز شده از تهران مردم را در یک شوک و اینکه آخرش چه خواهد شد فروبرده چه کسی می تواند جو را آرام کند و کلیه گروههای سیاسی را به خویشتنداری دعوت کند به جز ولایت فقیه و زعامت مسلمین آقا و رهبرمان ایت الله خامنه ای مد ظله العالی . شاید این نوشته من با دیگر مطالبم قدری فرق کند ولی از خطبه های روز جمعه رهبری معظم انقلاب آنچنان مسرورم که همه نا خشنودیهای دوران انتخابات و پس از آن به کلی به نسیان و فراموشی سپرده شد و شهد شیرین امامت و ولایت در کالبدمن و ایرانیان دوباره با شدتی مضاعف منتشر گشت. در اینجا دیگر سخن کوتاه می کنم. باشد که طرفین این دعوای سیاسی بار دیگر / نه در گفتار بلکه در عمل / به فرمایشات آقا رجوع کنند و جو ملتهب کشور را آرام نمایند.و اندکی از این فضای سنگینی که در ادارات و در سطح جامعه حاکم شده که کسی جرات نقد عملکرد کاندیدای پیروز را ندارد کم شود. آقا فرمودند همه پیروزند همه.همه.همه... با وجود فرمایشات گهربار رهبری دیگر باید هایی که لازم است وزارت کشور و شورای نگهبان و سبزها مراعات کنند را نمی گویم.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:57  توسط علیرضا قربانی
|
ولایت فقیه رکن رکین انقلاب اسلامی است که جمهوریت مشروعیت خود را از ان می گیرد.
شاید خیلی وقتها از اهمیت این اصل اساسی نظام غافل بشیم ولی درست همین زمان است که ارشادات و راهنمایی هایش به فریادمان می رسد و حبل المتین انقلاب و انقلابی ها می شود. اگر به وقایع چند ماه گذشته دقیق تر نگاه کنیم //نظرات حکیمانه رهبری معظم انقلاب در خصوص رفع مشکلات مختلف رو میتونیم به عینه مشاهده کنیم... از دستور الحاق سازمان حج و زیارت به مشاعی توسط رئیس جمهور// که با دستور صریح مقام معظم رهبری لغو شد تا مسئله وحدت بخش شیعه و سنی که در کردستان و به شکل کاملا صریح اعلام موضع فرمودند و چشم فتنه گران را کور کردند و تا امروز که افراد موثر در انتخابات از اعضای ستادها گرفته تا صدا و سیماییها و اجراییها و ناظران و .... رو جمع کرد که بروید مشکلاتتان را به شکل قانونی و برادرانه حل و فصل کنید و به رقیب چه پیروز و چه شکست خورده تان توهین نکنید و آنها را کوچک و بی ارزش و بی مقدار ندانید چرا که تک تک این افراد در ایجاد این حماسه عظیم و اقتدار سیاسی و ملی موثر بودند / ایرانی هستند از هیچ کس کمتر صاحب حق نیستند... خدا کند که همه طرفها اعم از پیروز و شکست خورده در جهت ساخت مجدد اعتماد عمومی تلاش کنند.و همه را فرزندان این ملت بدانند و از دامن زدن به این جو هیجانی که یقینا به نفع انقلاب نیست دوری کنند. در باره بحث هایی که روزهای تبلیغاتی از جعبه جادو طرح شد اگه عمری باشه حتما خواهم گفت همین قدر بگم که رای آوردن به هر قیمتی / به هیچ قیمتی نمی ارزد . ولو نیت ما زمینه سازی ساخت جامعه آرمانی حضرتش باشد... بدرود.....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 23:45  توسط علیرضا قربانی
|
از امروز قصد دارم تا در باب موضوع روز که انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری است مطالبی رو بنویسم امروز قسمت اول: آنچه برای نیروهای انقلاب بیش از هر موموضوع دیگری اهمیت دارد، ضرورت حفظ و استمرار گفتمان اصولگرایی ، گفتمان امام و رهبری و ارزش ها است قاعدتا نیروهای انقلاب می توانند با در نظر گرفتن این معیارها به نامزد مورد اعتماد خود برسند.نیروهای انقلاب از هر جناحی اصولگرایی را ضامن بقا ،تداوم و استمرار نظام جمهوری اسلامی و انقلاب می دانند و در مقابل/ همگان را به پرهیز از جریان انحصار طلب در حوزه های مختلف فرا می خوانند. مسلم است که نامزد نیروها انقلاب انحصار طلب/ واگرا / دشمن شادکن و تجدید نظر طلب در آرمانها نخواهد بود.جریانی که مرعوبیت و وادادگی در مقابل دشمن، استحاله و تسلیم در برابر شبیخون و تهاجم فرهنگی،باندبازی و قدرت طلبی و عدم تبعیت شایسته و بایسته از رهبری عالیقدر نظام از ویژگی های بارز آن است. مردم سالیان سال است که از این جریان در انتخابات مختلف عبور کرده اند و اعتماد خود را به آنان از دست داده اند. برای همین است که مشاهده می کنیم در این دوره از انتخابات تمام نامزدها حول و حوش گفتمان انقلاب و امام و ارزش ها به صحنه آمده اند و کمتر از شعارهای افراطی و ساختارشکنانه بهره می گیرند.زیرا به خوبی واقفند که مردم افراطی گری را پس خواهند زد. اظهار نظر در چارچوب نظام و انقلاب و قانون اساسی و امام را می توان از ویژگی های فعالیت های انتخاباتی نامزدهای مطرح دوره دهم ریاست جمهوری دانست. مقاممعظم رهبري طي سخنان بسيار مهمي درجمع مسئولان و كارگزاران نظام در 29 خرداد سال86 تأكيد كردند: «هركس و هرجرياني كه به مباني انقلاب علاقهمند و پايبند باشد، هرنامي كه داشته باشد جزو اصولگرايان است.» با اين وجود از منظر ايشان اصولگرايي به حرف و شعار نيست و در عمل بايد پايبندي به آن را اثبات كرد. به همين منظور ایشان چند خصوصيت را به عنوان شاخصههاي اصولگرايي بيان فرمودند که انتظار می رود نامزد جریان حافظان ارزشهای انقلاب واجد این خصوصیات باشد.رهبری انقلاب فرموده بودند : 1_ ايمان؛ «مهمترين شاخص اصولگرايي، ايمان و هويت اسلامي و انقلابي است.» 2_ عدالت؛ «تفكري كه ابتدا در پي توسعه و رشد اقتصادي و سپس اجراي عدالت است تفكري منطقي نيست.» 3_ حفظ استقلال؛ «هرجريان و تفكري كه به دنبال رهايي از اختاپوس تحميل شده فرهنگ غربي نيست و به استقلال سياسي _ اقتصادي كشور و ملت بيتوجه است، جزو اصولگرايان محسوب نميشود.» 4_ خودباوري و اعتماد به نفس؛ «بايد با خودباختگي مزمن كه دهها سال بر اين ملت تحميل شد مبارزه كرد.» 5_ جهاد علمي؛ «ما بايد با حركت به سمت كارهاي بزرگ و رويآوردن به عرصههاي جديد برثروت علمي بشر بيفزاييم و جوان ايراني با تكيه بر استعداد و اعتماد به نفس، قادر است اين كارهاي بزرگ را انجام دهد به شرط آنكه دولت زمينه مساعد را فراهم آورد.» 6_ تثبيت آزادي؛ «آزادي از بزرگترين نعمات الهي است كه آزادانديشي از شعبههاي اصلي آن است و بدون آزادانديشي رشد علمي، فكري و فلسفي امكانپذير نيست.» 7_ اصلاحطلبي؛ «اصلاحات اصولگرايانه و اصولگرايي مصلحانه درهم تنيده هستند و با اصلاحات آمريكايي و اصلاحات رضاخاني كه در واقع افسادات هستند و نه اصلاحات، كاملاً متفاوتند.» 8_ رسيدگي به مردم؛ شكوفاسازي اقتصاد كشور و رسيدگي به مشكلات مردم از ديگر شاخصههاي اصولگرايي كه در مواردي من جمله مقابله با بيكاري، مبارزه با فساد و قاچاق، ثبات اقتصادي، بازاريابي جهاني و استفاده صحيح از نفت نمودار ميگردد خوشبختانه در این روزها و در کمتر از 16 روز باقی مانده تا روز رای گیری، شکست افراطی گری بر همگان آشکار شده و نامزدها ترجیح می دهند ولو مصلحتی از گفتمان امام و انقلاب سخن بگویند و نامزدها رای آوری را تنها از محل این گفتمان جستجو می کنند و دیگر سخن از عبور نظام مطرح نیست. همین امر پیام بسیار مهمی برای غرب دارد که واقعیت های انقلاب اسلامی و مردم ایران را بیش از پیش درک کند ..ادامه دارد......
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 16:18  توسط علیرضا قربانی
|
دلم می خواست از اوضاع سیاسی کشور بگم ولی رحلت جانگداز عالم یگانه عاشقی. بهجت قلوب عارفین و مرجع تقلید شیعیان حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)حس و حالی برام نذاشته...
از دیروزه که داره اتفاقات مهمی برام میفته/ اول دیدن سایت یکی از دوستان که موجب شادی و طراوتم شد و بهانه نوشتنم.... و بعدش خبر رحلت یکی از استوانه های عالم .... یکی از معدود انسانهای کامل... خدا از رهروانش قرارمان دهد.... به شما هم تسلیت میگم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16:50  توسط علیرضا قربانی
|
روزی دلم گرم بود.... باران بارید و گرمایش یخ زد..... امروز دوباره آتشم گرفت به لذت همه انگورهای رسیده قرمز.
امروز به سایت یکی از دوستان بسیار دوست داشتنیم که ازش خاطرات بیشماری دارم سر زدم . ازهمون ابتدا روحیه شاد و سرزنده اش از بارش تپنده عشقش در قلمش سخن می گفت. امروز یادم آمد که آدم چقدر می تونه دوست داشتنی بشه. دیگه بسه.. بعد از چند ماه دوباره اومدم تا کمی حرف بزنم. که بهانه اش آن یار عزیز شد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16:36  توسط علیرضا قربانی
|
امشب شب اربعین است ، شب اربعین شهادت سلاله آل الله - شب اربعین ریخته شدن خون خدا در سرزمین کرببلا – امشب کربلا منتظر است تا بقیه الله علی بن الحسین / و/ پیام آور کربلا زینب کبری بر آن قدم گذارند. سرزمین کربلا هنوز بوی خون می دهد هنوز صدای عطشان اهل خیام به گوش می رسد. و فردا اربعین است ،اربعین شهادت 6 ماهه حسین / اربعین شبیه ترین انسانها خلقا و خلقا به پیامبر اعظم . فردا اربعین سرهای به نیزه شده است ، فردا زینب باپشتی خمیده به کربلا می آید و در سوگ و فراق ثارالله خون می گرید . فراقی که ستون فقراتش را شکسته / صدای استخوان هایش را در آورده / پیشانیش را چروک انداخته و چشمانش را از شدت گریه به گودی نشانده . زینب فردا به یاد می آورد که چگونه دشمنان خدا بر سر کشتن آل رسول از هم سبقت می گرفتند / او به یاد می آورد که چگونه بر بدن های شهیدان اسب تازاندند و پیکرهارا قطعه قطعه کردند او هرگز از یاد نمی برد آن زمان که خیام اهل بیت را به آتش کشیدند و فرزندان رسول خدا را تازیانه زدند . و فردا کاروان اسرا می آید اما بدون رقیه / کاروان اسرا می آید با پرچم های سیاه / کاروان می آید با دل های غمین از این غم عظمی/ اما سرفراز از آنکه توانست چهره یزید بلکه شیطان را افشا کند. سر افراز از اینکه توانست اسلام را زنده نگاه دارد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 21:31  توسط علیرضا قربانی
|
|